جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
149
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
* و هردو با هم مىايستادند و به خورشيد ، كه در دل آسمان شناور بود ، خيره مىشدند تا آن كه در نقطهاى از اين فضاى نامتناهى و عجيب قرار گيرد و اندكى مكث كند و سپس بهسوى ديگرى از اين جهان هستى ناشناخته سرازير شود . * عظمت على در روزگارى كه كودكى بيش نبود ، در او احساسى را بيدار مىساخت . احساسى عميق و عصيانآميز براى يارى نيكى و خير ، و فداكارىهايى كه بيشتر به معجزه شباهت دارد . از ريشههاى علوى